محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
163
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
كيست ، دينش چيست و مردمش كيستند . [ و از اين روى از دربار درآمده و از فرعون و درباريان دورى گزيده است ] « 1 » . در اصل بر هيچ يك از اينها دليل و نشانى نداريم ، گرچه پارهاى از آنها را از روند رويدادهاى بعدى مىتوان يافت ، چرا كه به نظر مىرسد موسى از ياد نبرده بود كه از بنىاسرائيل است ، همان مردمى كه فرعون سختترين آسيب و آزارها را بر آنان روا مىداشت ؛ و دور نيست كه اين پيامبر بزرگوار دريافته بود كه خداوند از اين روى حكمت و دانايى به دو بخشيده تا مردم خويش را دريابد و آن را از ستم و سلطهء فرعون رها سازد ، چه ، با آنان بسيار نيكى و مهربانى مىكرد و همواره هواداريشان مىنمود و همينها زمينه شد تا به خاطر آنان به آسيب و دشوارىهاى بسيار افتد ، چنان كه سرانجام ناگزير شد از مصر بيرون رود و سالها در مدين بماند . داستان اين بود كه يك روز كه گويا موسى بيرون از كاخ فرعون بود هنگامى كه مردم شهر سرگرم و غافل « 2 » بودند . به شهر درآمد . دو مرد را ديد كه با يكديگر جنگ و ستيز مىكردند ، اين يك از دوستان و پيروان او بود و آن يك از دشمنانش « 3 » . آن كه از پيروان او بود ، از او خواست تا او را بر آن كه از دشمنانش بود ، يارى كند ، و موسى مشتى بر او زد كه كارش را ساخت « 4 » [ و چون چنين ديد ] گفت : اين كار شيطان است كه او دشمن و گمراهكنندهاى آشكار
--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 5 / 2681 . ( 2 ) . « غفلت » را در اين آيه كسانى نام زمان پنداشته - زمان نيم روز يا پارهء نخست شب - ( بنگريد به : تفسير قرطبى ، 4974 ، تفسير سفى ، 3 / 229 ؛ تفسير فخر رازى ، 4 / 233 ؛ صفوة التفاسير ، 2 / 427 ؛ تفسير بيضاوى ، 4 / 125 ) و كسانى نيز آن را غفلت و بىخبرى مردم مصر از موسى و كار او گفتهاند ( تفسير فخر رازى ، 24 / 233 ) . ( 3 ) . برخى گفتهاند : آن دو مرد ، هر دو كافر بودند ، جز اين كه يكى از آنان اسرائيلى بود و ديگرى مصرى . از اين روى كه موسى آن را كه يارى خواست « غوى مبين » ( - آشكارا گمراه ) خوانده است . اما بيشتر بر ايناند كه آن مرد اسرائيلى هم دين موسى بود ، زيرا تا كسى هم دين نباشد او را « شيعه » ( - پيرو ) نمىخوانند ، و قرآن او را شيعه و پيرو موسى خوانده است . برخى نيز گفتهاند : آن مرد مصرى ، آشپز فرعون بوده است كه به زور آن مرد اسرائيلى را واداشته بود تا براى آشپزخانهء فرعون هيزم ببرد . برخى نيز گفتهاند : آن مرد اسرائيلى ، همان سامرى بوده است و مرد مصرى ، آشپز فرعون . ( 4 ) . از اين آيه و ساختار ويژهء بيانى آن برمىآيد كه موسى تنها يك مشت زده و همان يك مشت كار مرد مصرى را ساخته و اين خود از يك سو نشانگر زورمندى و برومندى موسى است و از سوى ديگر نشانگر اين كه او از فرعون و فرعونيان به تنگ آمده بوده كه چنين زود به خشم مىآمده و دست به كار مىشده است ( فى ظلال القرآن ، 5 / 2682 ) .